درمانگاه از مصادیق محل تجاری نیست و با توجه به زمان انعقاد قرارداد اجاره (سال 1362) تابع مقررات روابط موجر و مستأجر سال 1362 است و لذا با پایان مدت اجاره، مستأجر باید محل را تخلیه نماید.
تاریخ رای نهایی: 1391/08/20 شماره رای نهایی: 9109970221201076
رای بدوی
در خصوص دعوی خواهانها 1-د.ش. و 2-ح.ش.با وکالت د.ع.و س.ش.به طرفیت خواندهگان 1- ف.الف. با وکالت م.ج. و ب.ق.2- ر.الف. و 3- الف.الف. به خواسته صدور حکم بر تخلیه درمانگاه و تحویل عین مستأجره و اثاثیه مقید در اجارهنامه رسمی 20353 مورخ 13/12/1362 به لحاظ انقضای مدت و پرداخت هزینههای دادرسی و حقالوکاله وکیل؛ دادگاه با ملاحظه دادخواست تقدیمی و منضمات آن و نظر به اینکه دفاع مؤثری از سوی وکیل محترم خوانده ردیف اول به عمل نیامده و دفاعیات ایشان که به شرح لایحه کتبی تقدیم دادگاه گردیده مؤثر در مقام نبوده موضوع را مشمول قانون راوبط موجر و مستأجر سال 1356 ندانسته و مستنداً به رأی وحدت رویه شماره576 هئیت محترم عمومی دیوان عالی کشور و بند ج ماده 2 و مواد 1 و 15 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1362 الحاقی مصوب 24/11/72، به لحاظ انقضاء مدت اجاره و ماده 494 قانون مدنی و مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر اام خواندهگان به تخلیه درمانگاه و عین مستأجره و اثاثیه مقید در اجارهنامه رسمی شماره 20353 مورخ 13/12/1362 و مضافاً پرداخت هزینه دادرسی و حقالوکاله وکیل (بالمناصفه) در حق خواهانها صادر و اعلام میدارد.0رأی صادره نسبت به خوانده ردیف اول حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان است و نسبت به خواندهگان ردیف دوم و سوم غیابی محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه و ظرف بیست روز پس از انقضاء آن قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان است.0
دادرس شعبه191دادگاه عمومی حقوقی تهران – عالمی
رای دادگاه تجدید نظر
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ف.الف. با وکالت آقای م.ج. و خانم ب.ق. به طرفیت آقایان 1- د.2 -ح. نام خانوادگی هر دو ش. نسبت به دادنامه شماره1139-15/12/90 شعبه 191 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب دادنامه موصوف دربارهی دعوی تجدیدنظرخوانده به خواسته صدور حکم بر تخلیه درمانگاه و تحویل عین مستأجره و اثاثیه مقید در اجارهنامه رسمی 20353-13/12/62 به لحاظ انقضای مدت و پرداخت خسارات دادرسی اجمالاً با این استدلال که موضوع از شمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 خارج بوده و مستنداً به بند ج ماده 2 و 1و 15 قانون روابط موجر و مستأجر ، دعوی را ثابت تشخیص و حکم به اام تجدیدنظرخواه به تخلیه درمانگاه و عین مستأجره و اثاثیه مقید در اجارهنامه رسمی فوقالاشاره با احتساب خسارات دادرسی در حق تجدیدنظرخوانده صادر گردیده است. دادگاه با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی از ناحیه طرفین نظر به اینکه اولاً رابطه حقوقی بین طرفین تابع بند ج، ماده 2قانون روابط موجر و مستأجر سال 1362 (الحاقی مورخ24/11/1372) است و مستفاد از مقررات مذکور این است که در ارتباط با اجارهی محل کار پزشکان، قرارداد تنظیم شده بین طرفین حاکمیت دارد و درصورت نبودن قرارداد مقررات قانون مدنی حاکم است که با نگرش در مندرجات قرارداد مستند دعوی مطلبی راجع به اینکه رابطه حقوقی طرفین تابع قانون روابط موجر و مستأجر سال 1356 است دیده نمیشود. ثانیاً برابر دادنامه شماره 830-4/11/88 شعبه 2 دادگاه عمومی تهران که به موجب دادنامه شماره 28-24/1/89 شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید گردیده است. رابطه حقوقی طرفین تابع قانون روابط موجر و مستأجر سال 1362 تشخیص داده شده و به همین جهت دعوی تجدیدنظرخواندگان به خواسته تعدیل اجارهبها ملک موضوع دعوی مردود اعلام گردیده است. ثالثاً ادعای تجدیدنظرخواه مبنی بر اینکه اثاثیه مقید در اجارهنامه رسمی فوقالاشاره طبق سند رسمی صلح شماره 30354-12/12/62 به خانم م.م. صلح گردیده قابل پذیرش نمیباشد. زیرا در سند مذکور خانم م.الف. مصالح است و علاوه بر آن سند مذکور دلالتی بر این ادعا ندارد. بنا به مراتب مذکور تجدیدنظرخواهی غیر وارد تشخیص داده میشود و مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید میگردد این رأی قطعی است.
بانک داده آرای پژوهشگاه قوه قضاییه
انتقال سرقفلی با صلح نامه عادی
دادگاه ,مستأجر ,موجر ,سال ,روابط , ,موجر و ,و مستأجر ,روابط موجر ,مستأجر سال , ,تابع قانون روابط ,رابطه حقوقی طرفین ,عمومی حقوقی تهران ,محترم تجدیدنظر استان

درباره این سایت